-
تاریخ: 1401/11/6 ساعت: 19:26
How are you doing?” don’t ask this just for formality. Before asking this make a decision; are you really asking this to know how someone is feeling? Actually, do you have the time to listen what they’re really going through? Will you give that energy to know if someone is not doing well? Be a good ...
كوچه هاي خرابات
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 19:18
و روز هاي كه دل يك شهر گرفته باشد به كجا ميتوانم سفر كنم ؟با چگونه چكمه هايياز كدام خيابانو به كي بايد پناه ببرم؟؟بگو بيبينم به كي افشا كنم ؟؟ناگفته هاي كه،پشت سخره هاي سكوت منجمد گشته...با پا های خسته زير ابر هاي تيره وسط باد هاي وحشيدارم كوچه هاي خرابات را زير و رو ميكنممحله به محله،كوچه به كوچه،د...
پرواز کن
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 19:18
پرواز كن پرندهء مهاجر و زيبا !! برخيز و فرار كن ، تو از اينجا بال هايت را گشوده ،و پرواز كن ، به آن بلندا و دور ها !!تا كي نشسته اي به سوك خونبها...حالا كه جا مانده اي ، ميان نيرنگ گرگ ها ؛ ديگر نمان به پاس اين درنده ها.بر خيز و فرار كن به آن دور دور ها...پرندهء آزاد !!تا كَي نشسته گريه ميكني ؟وقتش ...
ظلمت
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 19:18
ياد ان روز ها بخيركه مه بود، ستاره بودمن بودم، و شمع...شمع ميسوختستاره چشمك ميزد من غزل ميگفتمو مه خيره به ما مينگريستاه كه افسوس،صد افسوس به حال همه ي ماكه ستاره مُردشمع زار زار گريست و فنا شدمه را ز غم زمانه سكوت بردهو اينجا فقط من جا مانده ام وسط عالمي از ترانه های نا سروده و غزل هاي نا گفته تو ب...
نوار ها
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 19:18
گاهي نوار ها راًنميشه فراموش كردگاهي يك ترانه سال هاي سالدر گوش ت جاويدان ميماندوقتي به ضرب هايش گوش ميدهي حس میکنی در صحراي وجودت توفاني سربرداشته استبعضاً نميشه ساده از ترانه ي بگذريگويي هر نظم آن يك بي نظمي جبران ناپذيريدر ذهنت به بار ميارهاندكي صدا هاست كه نميشه با شنیدن اش تعادل وجودت را حفظ کن...
بیا برگرد
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 19:18
بيا برگردبيا بگذر ز رفتن ها ز دوري هاز مردن هانگذار پرنده ي دلم بدونت بميرد نگذار نرگس كه روزي به شوق ديدار تو دهان باز ميكردز حسرت يك لمس تو پرپر بشودميداني !!بعد رفتنت هيچكي برايم ستاره نشمردديگر نشد كسي موهايم را به مهرباني تو نوازش كندهر شب كه دلم هواي لالايي خواندنت را ميكندچنان بغض نبودنت گلوي...
این بار
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 19:18
و این بار دل اسمان هم تنگیده از بس كه تپيدمز حسرت رخسار توبيا وپاره كن پرده هاي حيا رابگذار كهبي حجاب همديگر را احساس كنيمبشكن مرز هاي بي كلام راذوب كن،فاصله هاي منجمد رابگذار بي پرده دم رويت فغان زنمبگذار كوچه ها تر شود ز اشك ديدگانمبگذار كه سوكبار شودمرغان هوا همز حجر من و توبگذار فرو رويم در باطل...
مرغ رها
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 19:18
ز من بگذر كه من مرغي رهايمرها در باد رها در آسمانمز من بگذر كه من بيد اسيرمكه افتادم ام به دست نامهربان شور و مستيز من بگذر كه من در حبس خويشمزنداني اموسط نفس هاي خودمدست و پا ميزنم براي رسيدن به آسمان اما چي حاصل كه دست قسمت با من نامهرباني ميكندمانده ام معلق ميان آرزو هايمآرزوي كه ز من گريزان استد...
پر حرفی میکنم
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 19:18
اين روز ها چي پر حرفي ميكنمساعت ها با خودم ميحرفم ،فرياد ميزنمزار ميزنمميخندمميگيريماين روزا از صداي خودم فرار ميكنم....سلما عابد
نم نم باران
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 19:18
باز از كوچه هاي شهر دل ما،بوی نم نم باران ميايد...سلما عابد
لبريزم ز لحظه ها
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 1:27
و اين منم كه با همه پوچي هالبريزم از تو، لحظه هاي منلبريز ز ترانه هاز جوانه هاز عطر زندگيپر شده ام ز بوي لحظه ها و شام هاميروم به عمق شب هاي تاريك،با حافظ و سعدي و گلستاناين فروغ باز دارد، ميكشاندم به سوي جنگ زار هاي شكنجه گر...مرا فوران است ز اميد و آرزوفرار ميكنم ز جرقه هاي آتشين خاطراتلبريزم ز تو...
بهار خاطرم
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 23:23
بهار خاطرم ,دوباره ،درهَم و برهَم شده پاييز گشته است... سلما عابد
معماي زندگي
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 23:23
هر اندازه كه گراف عمر بالا ميرود ،بيشتر به "چرا" هاي زندگي سرميخورممدت ها طول كشيد تا فهميدم كه ،زندگي مبهم تَر از ، معما هاي من استزندگي سوال بر انگيزتر از آنست ،كه ازخودم بپرسم زندگي يعني چي؟سلما عابد برچسبها: زندگي, معما, مبهم
پرواز
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 23:23
شهامت ميخواهد !!پرواز كردن در آسماني كه،در زمين آن حق راه رفتن را از تو صلب كرده باشند.... سلما عابد
من رويايي دارم
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 23:23
من رويايي دارم،و من دنيايي دارم.گاه گاهي كه دلم ميگيرد سري ميزنم به انجا،انجا ديگر مرزي از قبل تعيين شده نيست...آنطور كه ميخواهم در خيابان ها قدم ميزنم.يكي نميرسد كه بگويد پايت را كج گذاشتي، راستش كن،وقتي بي وقفه ميخندم كسي صدايم را در گلويم خفه نميكندساعت ها عاشقانه ميخوانم كسي بطرفم چپ چپ نميبيند.
فلك
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 23:23
دنيا چي بخواهند،چي نخواهندمن فلك را به سوي خودم بر ميگردانم.حتا اگر نياز باشد خلاف ميچرخانم ش... سلما عابد
اعتراض ميكنم
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 23:23
من به خودم هم اعتراض ميگيرم،چي رسد به تو، به اين و به آن.... من به همه آن چيز هاي اعتراض ميكنم كه نميخواهم باشند،ولي سخت دور و برم را احاطه كرده..سلما عابد برچسبها: اعتراض
لبخند ژكوند
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 23:23
وينچي قرن ها قبل چي ماهرانه ، حال و روز نسل امروزي را نقاشي كرد....اين روزا حال همه شده، شبيه لبخند ژكوند... با انكه لبخند گرم بر لب دارند اما غمي عميق در چشمان همه ميجوشد همه ترسيده و بي هويت، همه در دنياي خودش پنهان شده، هيچ كس ديگر خودش نيست انگار كسي نميخواهد خودش باشد اهاي وينچي بيا بيبين، اينج...
صبح گاه ها
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 23:23
و اينجا ديگر هيچ كس،مست كسي نميشود.شب ها همه كس به حال خودش زار ميزند،و صبح گاه ها همه خمار خودش از خواب بر ميخيزد،و روز ها به دلواپسي ميگذرد... سلما عابدبرچسبها: شب ها, صبح گاه ها